افکار انتقادی .. مسیر اندیشه ادبی

[ad_1]

برای دریافت مهمترین اخبار مشترک شوید

مفهوم ادبیات امروز مورد بازبینی و چالش های بسیاری قرار گرفته است ، زیرا مفهوم شعر در محافل فعال در آن در دهه های اخیر غالب شده است و من مشتاقانه منتظر هستم تا مدتی سهم ویژه ای برایم داشته باشم ، که من آن را یک داروی ترکیبی می دانم که هیچ سیستماتیک ندارد شخصیتی که در کتاب من در زمینه سبک های شعری معاصر در بازارهای جهانی در گردش است ، طرح هایی نظری را ارائه می دهد و کاربردهای آنها را برای شاعران نیمه دوم قرن گذشته در دوره ای که من دومین دوره طلایی شعر عرب نامیدم ، تجزیه و تحلیل کرده است. سپس من مفاهیم خود را در مورد خطابه های روایی ، روش ها و مدل های آن در نوشته های بعدی خلاصه کردم و به دنبال آن موج هایی از تحقیقات و مقالات کاربردی دنبال کردم. اما استبداد دیجیتال حاضر در رسانه های اجتماعی امروز فراتر از مفهوم نوشتن است و به ترکیب متن ترکیبی و شکل گرفته از زبان می پردازد. تارها ، کتیبه های تصویری و موزون ، حرکات زمانی و قاب های مکانی ، این متن جدید کاملا متفاوت از مفهوم ادبیات است که گوشت و پرانتز آن از زبان است ، حتی اگر از زیبایی شناسی هنرهای دیگر نیز تأمین شود ، و چون سخنان این متن دیجیتال هنوز است هنوز هم نقش یک شکل دهنده را بازی می کند ، بنابراین به نظر من رسید که بار دیگر مسیرهای ادبیات یا شرایط تولید آن را مرور کنم ، که در آگاهی انتقادی مدرن نسبتاً پایدار هستند ، بنابراین ما می توانیم ادراک را ارائه دهیم. ما تقاطع ها و موازات آن را به طور منسجم با متون مدرن اندازه گیری می کنیم تا در حاشیه ارتباطات قرار نگیرد و مرزهای آن به چند برابر حل شود ، به طوری که هرج و مرج تولید حاکم شود و شاخص کیفیت وجود ندارد ، و به نظر من سازمان بسته به آنچه در ادبیات علمی موجود است ، از این آهنگها در سطوح سلسله مراتبی و همپوشانی نزدیک به روشن کردن نقشه کلی آنها است.

اول: استعداد ذاتی کتاب نسبت به آنچه ما زمانی استعداد می نامیدیم ، که یک انرژی خلاقانه است که هر شخص مقداری از آن را اندازه گیری می کند ، اما به طور خاص در ادبیات در صلاحیت داشتن زبان و توانایی عمل در آن و شور و شوق ظاهر می شود. به بدن فیزیکی او در کلمات و ساختارها و مهمتر از همه توانایی منفجر شدن قدرت تخیل ذاتی او با استعاره ها و ابزارهای تصویرگری ، و دامنه وسیع تری از این ویژگی زبانی و استفاده م moreثرتر از آن ، دارایی آن را در استفاده و توانایی اولیه در تسلط تضمین می کند. این امر ابتدا با حفظ متون به زبان عالی ، که به زبان عربی در قرآن کریم ، شعر باستان و مدرن ، قصیدها و حکمت هایی که در فرمول های دادگاه در جریان است ، رخ می دهد .. به سایر شاخه های فرعی که کد فردی را برای هر کسی که آگاه است نشان می دهد در آغاز ، هنگامی که ساختارهای بیان در اعماق خود ایجاد می شوند و از طریق نقاشی های زبانی ، اشکال هنری و بازی های جالب در ضمیر وی نقش می بندند ، آگاهانه یا ناآگاهانه کار می کند.

اگر روانشناسان معمولاً سطح هوش و صلاحیت زبانی را با هم مرتبط می کنند ، این دارا بودن توانایی ظهور هوش و نبوغ اولیه و شدت دلبستگی به مدل های بالاتر را نشان می دهد و نشان می دهد که بیشتر خالقان ژانرهای مختلف ادبی پیشگامی خود را آغاز می کنند با نوشتن ابیات یا نثری که بوی شعر را آشکار می کند و می توانیم کسانی را که شاعران بزرگ می دانیم در حالی که هنوز بیست سال سن ندارند ، ببینیم ، مانند ابی تمم باستان و ابو قاسم الشعبی از افراد با استعداد مدرن و دیگر که می توانند تا نام آنها را به یاد ملت خود حفاری کنند و در اولین پارگی جوانی بمیرند. اما آنچه در این زمینه به من توجه می شود مهم است که بذر مادی ادبیات و بدن حسی آن زبان است. اگر او به خودش راضی باشد و نور خود را با آینه های روشن خود دو برابر کند و بر متن ، زیبایی آن و منبع تأثیر آن تمرکز کند ، در کارکرد اصلی آن یک زبان شاعرانه است و با زبان ارتباطات روزمره تفاوت دارد به این دلیل که دومی به سادگی پیامی که بلافاصله پس از تولد وی مصرف می شود ، در حالی که زبان شعر به خودی خود هدف و بالاتر است ، در حافظه خلاقیت جای خود را می گیرد و معیاری از دارایی های بلند مدت و ثروت مداوم آن است. اما هیچ نویسنده ای نمی تواند در مسیری که خودش ساخته است بدون فاصله از آن بلند شود و اگر آن فضا گسترش یابد ، او فصیح می شود و بر نزدیکی خود به حوزه ادبیات می افزاید و هیچ نویسنده ای قادر به یک زبان احمق باشید ، یک تخیل بد ، و غیر مرتبط با گنجینه های زبان غنی خود.

یک نویسنده نمی تواند در میان نویسندگان حساب کند – صرف نظر از جنسیت ادبی که به آن تعلق دارد – مگر اینکه با این توانایی زبانی متمایز شود ، گرچه شاعران – همانطور که ابو سیباوی گفت – شاهزادگان کلمه هستند و برخی از ادبیات ممکن است به معاشرت متوسل شوند. از فرهنگ لغت ها و فرهنگ لغت ها برای رسیدن به آنها رتبه بندی می شود ، اما مفیدتر از آن شرکت شاهکارهای خلاقیت به زبان خودشان و همه زبان های موجود برای آنها است. من در هنگام مراقبه بر روی شعرهای عربی متوجه شدم ، خصوصاً اینکه خالقین بزرگ در آن می توانند برخی از کلمات را از معبد خود بفرستند و مفهوم جدیدی به آنها بیفزایند ، اما بزرگترین و بزرگترین اقدام آنها ، فرمول بندی آهنگ های جزئی است. و ساختارهای اساسی که آنها قبل از آن نبوده اند ، و علاوه بر آثار اعطا شده ، فرمول هایی وجود دارد که توسط شاعران ابداع شده است ، و نویسنده اسپانیایی بزرگ است “بای اینکلان” معنی آن را می گوید: “خوشا به حال نویسنده ای که با دو کلمه از زبان خود ازدواج کند ، برای که قبلاً هرگز ازدواج نکرده است “، زیرا این همان چیزی است که ایده و تصویر بی سابقه ای را ایجاد می کند و این ارتباط می تواند منجر به تولید نمادها و نشانه هایی شود که در حافظه زبان حک شده است ، بنابراین ما چقدر استفاده می کنیم ، به عنوان مثال ، برای کلمات ایستاده و گریه ، اما ترکیب “گریه کوفه” به نام ایمور القاعده نوشته شده است ، و توضیحات در آن برای بسیاری از مکاتب است ، بنابراین این به معنای نه تنها ایستادن یا نشستن جسمی است ، که اجازه می دهد تا ابو ناواس را در سخنان خود مسخره کند:

“به فرد گریان بگویید که او در حال آماده سازی یک درس / صاف کردن است ، اگر او بنشیند چه بد خواهد بود”

در تمایل او به عصیان ، تجدید سنت و تغییر سنت ها. این بدان معنی است که چیزی وجود دارد که می توانیم از آن به عنوان اثر سبک در عبارات شاعرانه یاد کنیم که از حافظه خلاقیت گرفته و حفظ می شوند. چقدر ما از کلمات “س andال و قلب” استفاده کردیم ، اما در ابتدای اشتیاق شگفت انگیز من برای “پرسیدن قلب من” ، هیچ کس نتوانست آن را تسخیر کند ، و وقتی او گفت: “آه ، قلب من” ، و بعد از او تکرار کرد ، ابراهیم ناجی مجبور شد نگاه کردن به آن به عنوان چیزی که ما آن را “بینامتنیت” می نامیم ، که به معنای همپوشانی متن ها و تجزیه پیوند بین آنها است ، و اگر در این زمینه فراتر برویم ، خواهیم فهمید که آنچه توسط منتقدان قدیمی به عنوان وراثت فرمول ها در نظر گرفته شده است ، در این بخش گنجانده شده است و چنین تأثیر زیبایی را ذکر می کند و سزاوار نیست که سرقت در نظر گرفته شود ، همانطور که توسط افراد باستان بیان شده است ، بلکه نفوذی است که باعث اضطراب و تنش می شود ، اما نشانه ای از ارتباط و تولید مثل است.

اگر به دنبال این حکایت سبک در شعر معاصر باشیم ، آن را به ویژه در آغاز شعرهای بزرگ پیدا خواهیم کرد ، مانند آغاز شعر “دعاها در معبد عشق” ، جایی که ابوالقاسم الشعبی درباره محبوب خود می گوید: “تو به اندازه یک کودک شیرین هستی بدر شاکر السیاب می گوید: “چشمان شما از درختان نخل تنگ شده است” ، و صلاح عبدالصبر. “عشق در آن زمان” ، هر شاعر مهر زباني و ويژگي هاي بياني خاص خود را دارد. شاید ثروتمندترین شاعر عرب در این زمینه ابوالطیب مطنبی باشد که ابیات او به آموزه های ضرب المثل ها رفت و حافظه نسل ها را با فرمول ها و ترکیب هایشان تقریباً کنترل کرد. اگر به رمان رجوع کنیم ، گرچه این زبان برای شعر برای خودش در نظر گرفته نشده است ، اما این ظرفی است برای مفهوم روایی ، مانند لیوان معمولی که در آن بدون تامل در آن آب می نوشیم ، در مقایسه با “کریستال” گرانبها ، که در کتیبه ها ، ضخامت و زیبایی اش چشمگیر است.

با این وجود ، داستان نویس ، هر چقدر راوی با استعداد باشد ، نمی تواند خوانندگان خود را مجذوب و شیفته خود کند ، مگر اینکه سهم خود را از فئودالیسم زبانی رسا و سبک خود داشته باشد ، که با شدت و شفافیت متفاوت متفاوت است. او شعر را دوست ندارد ، زبان او را ضعیف و نامحسوس خواهیم یافت و اگر او با ترفندهای نمایندگی دیگر ما را به خود جلب کند ، دیگر جایی برای تصفیه بیشتر نیست. و من هنوز به یاد دارم که نقیب محفوظ ، صاحب زبان شیشه ای شفاف ، که به سختی احساس می کنید ، به دلیل نزدیک بودن با مکالمه آشنا با سخنوری ، در ابتدای شاهکار خود “Harafish” را از سطرهای اول من را متحیر کرد و او می گوید “در تاریکی شب در عشق ، در انتقال بین مرگ و زندگی در چشم هوشیار هنگامی که آهنگ های شاد و مرموز را شنیدم ، یک غافلگیری را رقم زدم ، که با رنج و لذت قول های همسایه مان را مجسم می کردم. “اگرچه او قبلاً معتقد بود كه این رمان شعر زندگی مدرن است ، اما او اغلب به شما توصیه می كند كه از شعر مراقبت كنید ، زیرا این اولین مقام در ادبیات در تثنیه ثروت زبانی و تمرکز آن بر گنجینه های ارزشمند آن است ، همانطور كه ​​محمود درویش در گرایش شدید او به خواندن رمان ها بر این باور بود که همین امر باعث می شود شاعر قادر به فریب زندگی و درون تجربه انسانی را بشناسد ، تا در آسمان تخیل در غبار ابرهای پنبه ای باقی نماند.

به همین دلیل هنرهای بیانی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و زبان ساختار اصلی برای آنها باقی می ماند. اگر زبان رمان نویسان بزرگی مانند بهائی طاهر ، جمال الگیتانی ، واسینی العراج و برخی از پیشینیان بزرگ آنها مانند جبران خلیل جبران و طیب صالح و دیگران را به یاد بیاوریم ، با ورود به زیبایی شناسی ، به اهمیت صلاحیت زبانی در روایت پی خواهیم برد. از خلاقیت و مهارتهایی که تأثیر مستقیم بر گیرندگان دارند. از آنجا که کارکرد اصلی آن ایجاد چادر تخیل است ، زیرا این چادر نمی تواند بدون ستون های زبانی بلاغی باشد و اگرچه رنگ داستان داستانی دارد که شعر خود را بر اساس ارائه موقعیت خاص به آن تولید می کند بدون نیاز به استفاده از استعاره هایی مانند استعاره ، استعاره و غیره در چشم ها و ایده ها مجسم می شود ، با این حال ، ابزارهای او کاملاً زبانی است ، خصوصاً قبل از اینکه تصویر تصویری ، موزیک ویدیو و فیلم متحرک وارد شکل گیری متون دیجیتالی جدید شود که می تواند مانند گذشته با نامگذاری ادبیات احاطه شود و هنوز هم باید پارامترهای سخنرانی آن و کیفیت فنی ابزارهای پیچیده انتقادی را تعیین کند.

اما آنچه از این مرحله اول برمی آید این است که هر رویکرد انتقادی به ادبیات در تمام نژادها ، نمی تواند مبنای زبانی آن را نادیده بگیرد و نیازی به یادآوری نیست که تئاتر کثرت عناصر آن است ، به عنوان اساس اولین متون آن. گفتگو است و اساساً یک زبان متحرک پویا است که ویژگی های زبانی خاص خود را دارد. Misma ، ترکیبات و روشهای مختلف آن. یک گفتگوی متناقض وجود دارد که جملات را کاهش می دهد ، استدلال هایی را ایجاد می کند ، پارادوکس ایجاد می کند و گیرندگان را تا حد زیادی بالا می برد ، و چیزی وجود دارد که به آن گفتگوی موازی می گویند ، این است که هر شخصیت بدون پرداختن به آن در مورد دنیای خود صحبت می کند. ، که به آن اشکال دیگر گفتمان خود گفته می شود یا با آن مطابقت دارد. و توده ها در بسیاری از لحن ها و همه تکنیک های متون نمایشی به روان بودن و جریان آنها با مواد زبانی ، صلاحیت بیانی و توانایی هایشان در بازنمایی زیبایی شناختی شخصیت ها ، موقعیت ها و زندگی به طور کلی بستگی دارد.

  • اوضاع در مصر

  • صدمات

    153،741 هفتم شایع ترین

  • ترمیم شد

    121 072

  • مرگ و میر

    8،421 هفتم شایع ترین

  • اوضاع جهان

  • صدمات

    93 458 756

  • ترمیم شد

    66،754،535

  • مرگ و میر

    2،000 453




[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *