ماجراجویی سال نو امروز مصری

[ad_1]

برای دریافت مهمترین اخبار مشترک شوید

او همچنان با هیبت به اطراف نگاه می کرد! هتل پنج ستاره لوکس! اگر شرکت دارویی که از محل اقامت وی ​​و هزینه کنفرانس مراقبت می کرد ، نمی توانست این هزینه را پرداخت کند! یا در واقع محاسبه می شود اما هزینه های فرزندان و مادر فرزندان حرف اول را می زند.

کنفرانس مزخرف بود! فقط یک برگ انجیر برای پرداخت هزینه خوابگاه و جشن سال نو! بر اساس معروف ، و اغلب درست ، گفت: “دهان خود را با خجالتی تغذیه کنید!” بدون شک مجبور به تجویز این داروی گران قیمت است!

این تماس او شور و شوق او را برانگیخت زیرا این بدان معنا بود که وی به یکی از پزشکان مشهوری تبدیل شده است که سعی در جذب شرکت های دارویی دارد. او این را تقبیح می کرد ، اما وقتی دعوت شد ، قلب او تقریباً با غرور متوقف شد!

■■

چرخش در لابی زیبا هتل! یک پزشک مبارز در یک شهر روستایی در کمال تعجب دختران جوان را درخشید! عالی مصر قطعات پر افتخار دارد ، پس چرا او فقط یک کلینیک خاص خود یا یک کلینیک خوب و درخشان را اداره می کند؟

و ناگهان آن را دید! با اعتماد به نفس حرکت کرد و خندید! او سالها پیش وقتی به کلینیک آمد (احتمالاً اشتباه!) از او به خاطر سرمایه غرور به او یادآوری می کند! او نمی گوید او (وای) است! اما پشت ویژگی های طبیعی مصری ، او ظاهری اغوا کننده دارد. هنگامی که زیردست احمقش به طور تصادفی چند جزوه برای داروهایی بیرون آورد که هیچ کس از کیف عظیم او نمی خرید ، آن را با نگاهی شگفت آور ذوب کرد! و بعد او هم گیج شد! جذب شده توسط جریانی از هورمون های گرم!

■■

شک نکن! او را برای شجاعت فوری دنبال کنید! او سعی کرد به او یادآوری کند که به کلینیک خود بیاید! اما به نظر یادآوری نبود! شگفت آور است که منظره ای که این سالها او را “آزار” داد ، برای او کاملاً فراموش شده است! اما کی می داند امشب چه خبر است؟ سال جدید است و فرصتی – شاید تکرار نشود – برای ماجراجویی و عیاشی!

او صریحاً با او صحبت کرد و چنان شجاع بود که گفت ذهنش را از دست داده است! او می خواهد او بداند که چه می خواهد زیرا وقت کم است! او انکار نمی کند که این یک قمار ناامیدانه است ، اما چه کسی می داند!

اما معجزه اتفاق افتاد! این به این دلیل است که او ناگهان لبخندی زد و نگاه اغوا کننده ای به او زد و مستقیماً از او پرسید: (اتاق شما چقدر است؟)

■■

البته او در تور اوقات فراغت نیل شرکت نکرد ، اگرچه آرزو داشت ، اما در اتاقش منتظر ماند ، تقریباً از تب تمایل داشت! بدنش به معنای واقعی کلمه می لرزید! اولین ماجراجویی زندگی او! او به سرعت به بازار گران قیمت همسایه رفت و آنچه را كه هرگز تصور نمی كرد انجام داد (لعنت به فرزندان و مادر بچه ها): او لباس زیر زنانه و حمام را خریداری كرد تا در حالی كه دختران بد را تقلب می كرد مانند كاستفان روستی جعلی به نظر برسد آنها اصلا مغرور نیستند! دو کیلو سیب ، فقط برای اینکه با چاقوی نقره ای پوست آن را بگیرید ، حضانت در هتل! و یک بطری عطر وارداتی ، او واقعاً هنگام پرداخت هزینه اش گریه کرد! و حالا او منتظر صحت وعده داده شده درب اولین ماجراجویی واقعی خود در زندگی است.

■■

شب هنگام انتظار می خزد! او نمی دانست که او هرگز نخواهد آمد ، او فقط استاد این دیوانه ها بود!

  • اوضاع در مصر

  • صدمات

    140 878

  • ترمیم شد

    113 480

  • مرگ و میر

    7،741 هفتم شایع ترین



[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *